قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3268
تاريخ الفي ( فارسى )
را بر ممرّ ايشان انداختند ؛ چنانچه نزديك بود كه تمامى ايشان در آن آب غرق شوند . و آمدن ايشان به جانب خوارزم معذور شد . چون فرما اين حالت را مشاهده نمود ، دانست كه آنچه سلطانشاه مىگفت كه « جميع اهالى خوارزم من را مىخواهند و امرا و اكابر به حكومت علاء الدّين تكش راضى نيستند . » محض غلط بود . بالضّروره از آمدن پشيمان شده عزيمت مراجعت مصمّم گردانيد . سلطانشاه از وى التماس كرد كه فوجى از سپاه تركستان را همراه او كند كه به سرخس رفته آن ولايت را از ملك دينار - كه يكى از امراى غزان بود - گرفته در آنجا قرار گيرد . فرما ملتمس وى را مبذول داشته ، فوجى از شجعان سپاه خود را همراه وى كرد و خود به جانب تركستان مراجعت نمود . و سلطانشاه به حدود ولايت سرخس رسيده اكثر سپاه ملك دينار را طعمهء شمشير نمود . ملك دينار خود را از هول جان به خندق قلعه كه پر از آب بود انداخته ، مردم او از قلعه او را به رسن بالا بردند و سلطانشاه ، ملك دينار را محاصره كرد . آخر الأمر ، از سر محاصرهء او برخاسته به مرو رفت و آن را به تصرّف خود درآورد و پياپى بر سر ملك دينار تاخت مىبرد . تا آنكه ملك دينار از آن وضع به تنگ آمده كس پيش طغانشاه ، و لذا امير مؤيّد ، فرستاد و التماس آن نمود كه سرخس را به ديگرى بدهد و بسطام ، به عوض سرخس ، به وى ارزانى داشته باشد . طغانشاه التماس او را مبذول داشته ، امير عمر فيروزكوهى را به سرخس فرستاد و ملك دينار قلعهء سرخس را به او تسليم نمود و خود به بسطام رفت . آخر الأمر ، در وقتى كه سلطان تكش از خوارزم به عزيمت عراق به جاجرم رسيد ، ملك دينار بسطام را انداخته خود را به نيشابور به ملازمت طغانشاه رسانيد . و در سنهء ستّ و سبعين و خمسمائه [ - 576 ] هجرى طغانشاه ، امير عمر فيروزكوهى را از سرخس طلب داشته به جاى وى قراقوش را ، كه از غلامان پدرش ، امير مؤيّد بود ، با سههزار مرد جرّار نيزهگذار به سرخس فرستاد . سلطانشاه مقارن اين حال باز از مرو به قصد تاخت سرخس عازم آن صوب شده در روز چهارشنبه بيست و ششم ذيحجهء سال مذكور در موضعى كه به آسياى حفص « 1 » اشتهار دارد ، ميانهء سلطانشاه و قراقوش اتفاق ملاقات افتاد و نايرهء قتال و جدال از جانبين اشتعال يافت . آخر الأمر ، نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم سلطانشاه وزيد و قراقوش گريخته به جانب نيشابور رفت . و سلطانشاه را چندان اموال و اسباب به دست افتاد كه از حدّ شمار بيرون بود ؛ چنانچه عطاء الملك جوينى در تاريخ خود آورده ، از جمله غنايمى كه سلطانشاه را در جنگ
--> ( 1 ) . در متن : اسياء حوض . تصحيح براساس متن تاريخ جهانگشا .